
ای درآمیخته با هر کسی از راه رسید !
می توان از تــو فقط دور شد و آه کشید
پرچــم صلــح برافراشته ام بر سر خویش
نه یکی ؛ بلکه به اندازه ی موهای سفید
سال ها مثل درختی که دم نجاری ست
وقت ِ روشن شدن ارّه وجــودم لرزید
ناهماهنگی تقدیر نشان داد به من
به تقاضــای خود اصـــرار نباید ورزید
شب کوتاه وصالت به «گمان» شد سپری
دست در زلف تــو نابرده دو تا صبـــح دمید
من از آن کوچ که باید بروی کشته شوی
زنده برگشتم و انگیــزه ی پـرواز پرید
تلخـــی وصل ندارد کـــم از اندوه فراق
شادی بلبل از آنست که بو کرد و نچید
مقصد آنگونه که گفتند به ما ، روشن نیست
دوستان نیمـــه ی راهید اگــــر ، برگردید !
رابوکالا - - دوشنبه 08 دی 1404
رابوکالا - - دوشنبه 08 دی 1404
بهار - وبلاگت فوق العادست حسین عباس زاده واقعا لذت بردم ، ولی حیف بازدیدت کمه ، چرا با سایت های بزرگ تبادل لینک نمی کنی تا بازدیدت بالا بره ؟ یه سری به این سایت که واست گذاشتم بزن و باهاش تبادل لینک کن . بازدیدت رو از این رو به اون رو می کنه .... فقط یه بار امتحان کن - دوشنبه 08 دی 1404
مهرنوش - حسین عباس زاده اسم شماست؟
مهرنوش - حسین عباس زاده اسم شماست؟
مهرنوش - حسین عباس زاده وبلاگ خیلی خوبی داری .
مهرنوش - حسین عباس زاده وبلاگ خیلی خوبی داری .
مهلا - خیلی خوبه موفق باشی - دوشنبه 08 دی 1404
مهرنوش - حسین عباس زاده وبلاگ خیلی خوبی داری .
پریا - سلام خسته نباشین