
Emrah
| Acilardayim | دانلود |
| Annem | دانلود |
| Belalım Benim |
دانلود |
| Dön | دانلود |
| Götür Beni Gittiğin Yere | دانلود |
| Kasırga | دانلود |
| Unuta Bilsem | دانلود |
| Seviyorum |
دانلود |
نظر یادتون نره
Ebru Gündeş
| Çingenem | دانلود |
| Yaparım Bilirsin | دانلود |
| Beyaz |
دانلود |
| Dil Yarası | دانلود |
| Adam Olsaydin |
دانلود |
| Seni İstiyorum | دانلود |
نظر یادتون نره
Mustafa Ceceli
| Bir Yanlış Kaç Doğru | دانلود |
| Es | دانلود |
| Sensiz Olmaz KI | دانلود |
| Sevgilim | دانلود |
| Tenlerin Seçimi | دانلود |
| Yağmur Ağlıyor | دانلود |
| Yarabbim | دانلود |
نظر یادتون نره
Aslı Güngör
| Aşk Alev Aldı |
دانلود |
| Aşk Her Şeye Deyer |
دانلود |
| Bana Seni Gerek Seni | دانلود |
| Kalp Kalpe Karşı |
دانلود |
| Son Öpücük | دانلود |
| Söylenmemiş Sözler |
دانلود |
نظر یادتون نره
یه پرنده دوست داره
آسمون آبی باشه
روزای خوب خدا
صاف و آفتابی باشه
یه پرنده دوست داره
خوب و مهربون باشه
شب پیش ستاره ها
روز تو آسمون باشه
یه پرنده دوست داره
تو دلا غم نباشه
لبا پرخنده باشه
درد و ماتم نباشه
یه پرنده دوست داره
رو زمین جنگ نباشه
همه دل ها شاد باشن
هیچ دلی تنگ نباشه
یه پرنده دوست داره
قفسش باز بمونه
از قفس فرار کنه
راحت آواز بخونه
به نام خدا
لالالالا کلاغه پرکشیده
پریده تا دم لونه ش رسیده
توی لونه ش یه دونه جوجه داره
نی نی کوچولوی دردونه داره
کلاغه می خونه لالالالایی
بابای جوجه ام،الان کجایی؟
بیا جوجه کلاغت را نگا کن
بیا و قار و قار و قار صدا کن
لالالالا کبوتر بغ بغو کرد
پیشی شیطون بلا میومیو کرد
کبوتر توی لونه ش جوجه داره
واسه جوجه ش کمی دونه میاره
دهان جوجه کفتر بازِبازه
کبوتر توی اون دونه میذاره
لالالالا الاغه بار می برد
شتر توی بیابون خار می خورد
الاغه خسته شد عرعر صدا کرد
شتر ایستاد و اورا هی نگا کرد
لالالالالالالالالالایی
عزیزمن الهی خوب بخوابی
کرم داشت از درخت بالا می رفت.
خرگوش او را دید. گفت: « وای ... این درخت خیلی بلنده! اگه بیفتی له میشی! »
کرم به بالا نگاه کرد. نوک درخت نزدیک ابرها بود.
کرم گفت: « بله ... این درخت خیلی بلنده! اما من از آن بالا می روم! » و آهسته بالا رفت.
زرافه او را دید. گفت: « وای ... این درخت خیلی کوتاهه ... ممکنه همه مسخره ات کنند! »
کرم به پایین نگاه کرد. همه دور درخت جمع شده بودند.
کرم گفت: « بله ... شاید همه مسخره ام کنند! اما من از آن بالا می روم! » و بالا رفت.
همان موقع صدای بال های کبوتر را شنید. کبوتر گفت: « وای ... تو تنها کرم این درخت هستی ... ممکنه دارکوبی از راه برسه و تو را بخوره! »
کرم به دور و برش نگاه کرد. روی درخت، هیچ کرم دیگری نبود.
کرم گفت: « بله ... من روی درخت تنهای تنها هستم. اما از آن بالا می روم! » و باز هم بالا رفت.
شیر از راه رسید. فریاد زد: « کی ... ی بهت اجازه داد از این درخت بالا بروی؟ »
کرم جواب نداد. او آن قدر رفته بود که حتی صدای شیر را هم نشنید.

نویسنده: فروزنده خداجو
تصویرگر: علیرضا جلالی فر

شماره هفتم ماهنامه نبات کوچولو - صفحه 22 و23

روزی روزگاری، در سرزمینی دور دست، فقر شدیدیبه وجود آمد. تنها ثروتمندان بودند که گرفتار مشکلات چندانی نبودند. سه نفر از این افراد ثروتمند و خدمه شان به صورت کاروان، در جاده ای که از دهکده ی فقرزده می گذشت، در حال سفر بودند. آن ها وقتی به دهکده رسیدند و فقر و بدبختی مردم بیچاره را دیدند، سه کار مختلف کردند.
مرد ثروتمند اول، نتوانست این وضعیت را تحمل کند. بنابراین تمام طلا و جواهراتش را از داخل ارابه اش بیرون آورد و آن ها را بین روستاییان تقسیم کرد. او برای تک تک آن ها آرزوی خوشبختی کرد و آن جا را ترک کرد.
رابوکالا - - دوشنبه 08 دی 1404
رابوکالا - - دوشنبه 08 دی 1404
بهار - وبلاگت فوق العادست حسین عباس زاده واقعا لذت بردم ، ولی حیف بازدیدت کمه ، چرا با سایت های بزرگ تبادل لینک نمی کنی تا بازدیدت بالا بره ؟ یه سری به این سایت که واست گذاشتم بزن و باهاش تبادل لینک کن . بازدیدت رو از این رو به اون رو می کنه .... فقط یه بار امتحان کن - دوشنبه 08 دی 1404
مهرنوش - حسین عباس زاده اسم شماست؟
مهرنوش - حسین عباس زاده اسم شماست؟
مهرنوش - حسین عباس زاده وبلاگ خیلی خوبی داری .
مهرنوش - حسین عباس زاده وبلاگ خیلی خوبی داری .
مهلا - خیلی خوبه موفق باشی - دوشنبه 08 دی 1404
مهرنوش - حسین عباس زاده وبلاگ خیلی خوبی داری .
پریا - سلام خسته نباشین