
تــو مدّعـی بودی درون را نیـــز می بینی
احساس را در هرکس و هرچیز می بینی!
شاید همان بودی که بایستی کنارم بود
امـا دلِ دیوانه ات را ریــز می بینی!
گفتم که ویران می کنم طهرانِ غمگین را
تا پایتخت تو شود تبریـــز ، می بینی
با چنگ و دندان پای چشمان تو جنگیدم
افسوس ! این سرباز را چنگیز می بینی
هر روز کندی از بهار زندگی برگی
تقویم عمرم پُر شد از پاییز، می بینی؟
در بازی ات نقش مترسک را به من دادی
افتاده ام در گوشه ی جالیـز ، می بینی؟
رفتی و بعد از رفتنِ تو تازه فهمیدم
هر دل که دستت بود دستاویز می بینی!
کاری ندارم؛ هرچه می خواهی بکن، امــّا-
روی سگـم را روز رستاخیــز می بینی...
رابوکالا - - دوشنبه 08 دی 1404
رابوکالا - - دوشنبه 08 دی 1404
بهار - وبلاگت فوق العادست حسین عباس زاده واقعا لذت بردم ، ولی حیف بازدیدت کمه ، چرا با سایت های بزرگ تبادل لینک نمی کنی تا بازدیدت بالا بره ؟ یه سری به این سایت که واست گذاشتم بزن و باهاش تبادل لینک کن . بازدیدت رو از این رو به اون رو می کنه .... فقط یه بار امتحان کن - دوشنبه 08 دی 1404
مهرنوش - حسین عباس زاده اسم شماست؟
مهرنوش - حسین عباس زاده اسم شماست؟
مهرنوش - حسین عباس زاده وبلاگ خیلی خوبی داری .
مهرنوش - حسین عباس زاده وبلاگ خیلی خوبی داری .
مهلا - خیلی خوبه موفق باشی - دوشنبه 08 دی 1404
مهرنوش - حسین عباس زاده وبلاگ خیلی خوبی داری .
پریا - سلام خسته نباشین