

ميدوني وقتي خدا داشت بدرقمون ميکرد، چي گفت؟
گفت: جايي که داري ميري
غرورت رو مي شکنن، و به احساس پاکت سيلي ميزنن نکنه ناراحت بشي!!؟...
من تو کوله پشتيت عشق گذاشتم، تا ببخشي... خنده گذاشتم، تا بخندي...
اشک گذاشتم، تا گريه کني... و مرگ گذاشتم، تا بدوني دنيا ارزش بدي کردن رو نداره...
رابوکالا - - دوشنبه 08 دی 1404
رابوکالا - - دوشنبه 08 دی 1404
بهار - وبلاگت فوق العادست حسین عباس زاده واقعا لذت بردم ، ولی حیف بازدیدت کمه ، چرا با سایت های بزرگ تبادل لینک نمی کنی تا بازدیدت بالا بره ؟ یه سری به این سایت که واست گذاشتم بزن و باهاش تبادل لینک کن . بازدیدت رو از این رو به اون رو می کنه .... فقط یه بار امتحان کن - دوشنبه 08 دی 1404
مهرنوش - حسین عباس زاده اسم شماست؟
مهرنوش - حسین عباس زاده اسم شماست؟
مهرنوش - حسین عباس زاده وبلاگ خیلی خوبی داری .
مهرنوش - حسین عباس زاده وبلاگ خیلی خوبی داری .
مهلا - خیلی خوبه موفق باشی - دوشنبه 08 دی 1404
مهرنوش - حسین عباس زاده وبلاگ خیلی خوبی داری .
پریا - سلام خسته نباشین