بزرگترين پايگاه سرگرمي تفريحي ايرانيان

نت یار
ورود شما به بزرگترين پايگاه سرگرمي تفريحي ايرانيان را خير مقدم عرض مي نماييم.
به دليل بروز بودن سايت لطفا از ساير صفحات وب هم ديدن نماييد.
31099216435342796592.png

تبليغات هزينه نيست بلکه زمينه سازي براي معرفي وب خود به ديگران و درآمد زايي براي شماست .
محرم آمد ... محرم آمد ... محرم آمد ... محرم آمد ... محرم آمد ...

جستجو
ورود کاربران

» رمز عبور را فراموش کردم ؟
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
درباره وب

به وبلاگ نت یارخوش آمدید امیدوارم از مطالب خوشتان بیاید لطفا برای استفاده از مطالب در وبلاگ عضو شوید وما را با net yar.lxb.ir لینک کنید لطفا خواهش میکنم نظر نیز دهید تا از خوب بودن مطالب وبلاگ باخبر شویم . اگر در آرشیو وبلاگ مطلب کم بود ما در طی زمان آن را هم تکمیل می کنیم . باتشکر مدیر وب نت یارحسین عباس زاده.
نويسندگان
حسین عباس زاده
پشتيباني آنلاين
آمار
آمار مطالب
کل مطالب : 461
کل نظرات : 21
آمار کاربران
افراد آنلاين : 0
تعداد اعضا : 6

آمار بازديد
بازديد امروز : 0
بازديد ديروز : 113
ورودي امروز گوگل : 0
ورودي گوگل ديروز : 0
آي پي امروز : 0
آي پي ديروز : 32
بازديد هفته : 295
بازديد ماه : 2779
بازديد سال : 4010
بازديد کلي : 4010

اطلاعات شما
آي پي : 216.73.216.233
مرورگر :
سيستم عامل :
امروز : پنج‌شنبه 05 شهریور 1405
موضوعات وب
دوره ی اول متوسطه {هفتم}
دوره ی اول متوسطه {هشتم}
ششم
هنری
تصاویر سریال های ترکیه
نوحه
دینی ومذهبی
فارسی
دانلود آهنگ های طنز
مطالب مرتبط با درس
کتابهای درسی
کلیپ خنده دار
اس ام اس های مناسبتی
فیلم های ایرانی
فیلم های خارجی
فیلم
مناجات
صوت
ترتیل
تلاوت قرآن کریم
صمد وممد
کلیپ ها
علمی
آشپزی وتغذیه
آذری
ترکی
ٰآهنگ های ارمین 2afm
دانلود آهنگ شاد عروسی
دانلود آهنگ
اس ام اس های خنده دار
اس ام اس های عاشقانه
تکنولوژی روز
اینترنت
کامپیوتر
دانش وفناوری
طنز
مطالب درسی
جن وارواح
گوناگون
شعر ومطلب عاشقانه
دانستنی ها
داستان های ایرانی
شعر مخصوص کودکان
شعر
قوانین فوتبال
زندگینامه بازیکنان
ورزشی
ایران
مذهبی
درسی
مقالعه
اماکن قدیمی
موزه ها
جاهای دیدنی
گردشگری
عاشقانه
طبیعت
پس زمینه رایانه
پس زمینه موبایل
عکس خنده دار
عکس خواننده ها
عکس بازیگران
گالری عکس
متفرقه
اس ام اس وپیامک
خطا هایدید
سرگرمی
معجزه ها
محرم
احکام
پیامبران وچهارده معصوم
مذهبی
داست ...کودکانه
قرآنی
کتابخانه
بسیج
دفاع مقدس .جبهه
فیلم وسریال ترکیه
فیلم های ترسناک
رتبه وب
...شهداء
پويا نمايي
روزنامه

اسلايدر

کد اخبار

sq-etrat.net

sq-etrat.net


وبلاگ-کد لوگو و بنر


منو کاربري

ارسال مطلب ويرايش پروفايل پنل کاربري صندوق پيام ارسال پيام پيام هاي ارسال شده تالار گفتمان خروج

قصه کودکانه " سوپ میخ "


در یک بعد از ظهر زمستانی، مرد فقیری، درِ یکی از خانه های دهکده را زد و درخواست کرد تا شب را آن جا بماند. پیر زن صاحب خانه، غرولندی کرد و گفت: « باشه، اما انتظار غذا نداشته باش؛ چون انبار من از کف دست تو هم پاک تره. »

مرد فقیر که هم سردش بود و هم گرسنه، در کنار آتش کوچک خانه ی پیرزن نشست. ناگهان فکری به ذهنش رسید. لبخندی زد. بعد میخی را از جیبش بیرون آورد و گفت: « این میخ جادوییه. دیشب با این میخ بهترین سوپ میخ دنیا رو درست کردم. »


 


قصه کودکانه " سوپ میخ "


در یک بعد از ظهر زمستانی، مرد فقیری، درِ یکی از خانه های دهکده را زد و درخواست کرد تا شب را آن جا بماند. پیر زن صاحب خانه، غرولندی کرد و گفت: « باشه، اما انتظار غذا نداشته باش؛ چون انبار من از کف دست تو هم پاک تره. »

مرد فقیر که هم سردش بود و هم گرسنه، در کنار آتش کوچک خانه ی پیرزن نشست. ناگهان فکری به ذهنش رسید. لبخندی زد. بعد میخی را از جیبش بیرون آورد و گفت: « این میخ جادوییه. دیشب با این میخ بهترین سوپ میخ دنیا رو درست کردم. »

پیرزن اخم کرد و گفت: « سوپ میخ! در تمام عمرم چنین چیز مسخره ای نشنیده بودم! »

 

مرد ادامه داد: « واقعا. تنها کاری که من کردم این بود که میخ را توی یک قابلمه ی آب انداختم. دوست داری امتحان کنی؟ » با این که پیرزن اصلا قانع نشده بود، ولی تصمیم گرفت که امتحان کند. پس گفت: « باشه. شروع کن. اما باید نشون بدی که چه کار می کنی. » مرد گفت: « بسیار خوب، اول یک قابلمه لازم داریم که تا نصفه آب داشته باشه. » پیرزن سریع یک قابلمه آب آورد و مرد آن را بر روی اجاق گذاشت. بعد میخ را درون قابلمه انداختو گفت: « میخ های زنگ زده، قول بدین که یک سوپ خوشمزه به ما بدین. » بعد هم نشست و صبر کرد. بعد از مدتی پیرزن کنجکاو شد و سری به قابلمه زد.

 

مرد گفت: « دیشب من کمی نمک و فلفل هم اضافه کردم. با این کار میخ ها یک سوپ معمولی رو به یک سوپ خوب تبدیل کردند. » پیرزن به طرف انبار رفت و کمی نمک و فلفل آورد و درون قابلمه ریخت. بعد از چند دقیقه پیرزن دوباره به درون قابلمه نگاه کرد.

مرد چانه اش را می خاراند گفت: « چقدر حیف که شما هیچی مواد غذایی نداری. یک پیاز شاده یک سوپ خوب رو به یک سوپ خیلی خوب تبدیل می کرد. » پیرزن که کنجکاویش تحریک شده بود، گفت: « مطمئنم که می تونم یک پیاز پیدا کنم. » رفت و داخل انباری را نگاه کرد. وقتی در را باز کرد، مرد دید که طبقه های انباری، زیر بار سنگین انواع خوراکی ها در حال شکستن هستند. با خودش گفت: « آخه چرا!؟ پیرزن بدجنس! » او پیاز را درون سوپ انداخت و مدتی آن را هم زد. بعد گفت: « چقدر بده که هیچی هویج و سیب زمینی و شلغم نداریم که به سوپ اضافه کنیم. اون ها یک سوپ خیلی خوب رو تبدیل به یک سوپ خیلی خیلی خوب می کردند. » پیرزن که دیگر کم کم داشت احساس گرسنگی می کرد، دوباره به طرف انبار پرید. بعد با یک بغل پر از سبزیجات تازه، ظاهر شد؛ آن ها را پوست کند و خرد کرد. مرد هم آن ها را درون قابلمه ریخت. مرد گفت: « داره کم کم عالی میشه. اما می دونی چی کم داره؟ »

 

پیرزن که شکمش مثل صدای رعد و برق، غار و غور می کرد، گفت: « چی؟ » مرد گفت: « یک کم گوشت تازه یک سوپ خیلی خیلی خوب رو به یک سوپ عالی تبدیل می کنه. »

 

پیرزن به سرعت به درون انبار رفت و با یک تکه بزرگ برگشت. بعد آن را خرد کرد و به مرد داد تا درون قابلمه بریزد. بوی خوب سوپ کم کم داشت در هوا پخش می شد.

مرد گفت: « چقدر حیف که این سوپ عالی رو باید روی این میز خالی بخوریم. من فکر می کنم غذا روی میزی که به زیبایی چیده شده باشه، خوشمزه تر می شه. این طور فکر نمی کنی؟ » پیرزن گفت: « البته » و برای اینکه مزه سوپ را از بین نبرد به سرعت رفت و بهترین رومیزی اش را آورد و روی میز پهن کرد. ظرف های سوپ خوری چینی و قاشق های نقره را روی میز چید و چند شمعدانی با شمع روشن، روی میز گذاشت. مرد مدتی سوپ را هم زد و بعد گفت: « چقدر حیف که هیچی تو خونه نداری وگرنه کمی نان، این سوپ عالی رو معرکه می کرد. » باز پیرزن به درون انبار دوید و نانی را که صبح همان روز پخته بود، آورد. بالاخره مرد آهی کشید و سرش را تکان داد. پیرزن که دیگر دهانش از بوی سوپ آب افتاده بود گفت: « دیگه مشکل چیه؟ » مرد گفت: « داشتم فکر می کردم که خیلی حیف که نوشیدنی نداریم که همراه این سوپ بنوشیم ...  » اما پیرزن گوش نمی کرد و در حالی که به سرعت به طرف زیرزمین می رفت، گفت: « مطمئنم یک نوشیدنی خوب یک جایی داشتم. » و با دو تا از بهترین لیوان هایش و یک نوشیدنی خوشمزه بازگشت.

مرد میخ را با دقت از درون سوپ برداشت و داخل جیبش گذاشت و گفت: « فکر کنم سوپ آماده است. » آن ها سر میز نشستند و یک شام با شکوه خوردند. بعد از این که شام را خوردند پیرزن اعتراف کرد که خوشمزه ترین سوپی بوده که تا آن زمان خورده است. برای تشکر از مرد به او پنیر و پای سیب تعارف کرد. سپس ماجراهای زندگی شان را برای همدیگر تعریف کردند تا این که شمع ها سوختند و خاموش شدند.

 

پیرزن تخت خودش را به مرد داد تا روی آن بخوابد و خودش هم روی صندلی خوابید. کاملاً معلوم بود که تا صبح چه خوابی می دیدند. خواب سوپ میخ.

نویسنده: فیلیپ هاوتورن

تصویرگر: ساناز کریمی طاری

برای دیدن این صفحات در ابعاد بزرگتر روی عکس های بالا کلیک کنید

منتشر شده در شماره 8 نبات کوچولو - صفحات 12 الی 15

 


تعداد بازديد : 1392 ا تاريخ: یکشنبه 01 تیر 1393 ساعت: 01:36 ا نويسنده: ا نظرات(0) ا
مي پسندم نمي پسندم

مطالب مرتبط


بخش نظرات اين مطلب



آخرين نظرات کاربران
رابوکالا - - دوشنبه 08 دی 1404
رابوکالا - - دوشنبه 08 دی 1404
بهار - وبلاگت فوق العادست حسین عباس زاده واقعا لذت بردم ، ولی حیف بازدیدت کمه ، چرا با سایت های بزرگ تبادل لینک نمی کنی تا بازدیدت بالا بره ؟ یه سری به این سایت که واست گذاشتم بزن و باهاش تبادل لینک کن . بازدیدت رو از این رو به اون رو می کنه .... فقط یه بار امتحان کن - دوشنبه 08 دی 1404
مهرنوش - حسین عباس زاده اسم شماست؟

خخخخخخخ

حسین عباس زاده پیشنهاد می کنم واسه افزایش بازدیدت با هم تبادل لینک کنیم. منتظرتم !!! - دوشنبه 08 دی 1404
مهرنوش - حسین عباس زاده اسم شماست؟

خخخخخخخ

حسین عباس زاده پیشتهاد می کنم واسه افزایش بازدیدت با هم تبادل لینک کنیم. منتظرتم !!! - دوشنبه 08 دی 1404
مهرنوش - حسین عباس زاده وبلاگ خیلی خوبی داری .
منم یه وبلاگ دارم که لیست همه دوستام داخلشه ، بهشون پیشنهاد دادم وبلاگ حسین عباس زاده را ببینند ، تو هم وبلاگت رو توی این لیست لینک کن ، کار خیلی راحتیه ، اینجوری بازدید وبلاگت خیلی زیاد میشه...

http://www.mehrnooosh.loxblog.com - دوشنبه 08 دی 1404
مهرنوش - حسین عباس زاده وبلاگ خیلی خوبی داری .
منم یه وبلاگ دارم که لیست همه دوستام داخلشه ، بهشون پیشنهاد دادم وبلاگ حسین عباس زاده را ببینند ، تو هم وبلاگت رو توی این لیست لینک کن ، کار خیلی راحتیه ، اینجوری بازدید وبلاگت خیلی زیاد میشه...

http://www.mehrnooosh.loxblog.com - دوشنبه 08 دی 1404
مهلا - خیلی خوبه موفق باشی - دوشنبه 08 دی 1404
مهرنوش - حسین عباس زاده وبلاگ خیلی خوبی داری .
منم یه وبلاگ دارم که لیست همه دوستام داخلشه ، بهشون پیشنهاد دادم وبلاگ حسین عباس زاده را ببینند ، تو هم وبلاگت رو توی این لیست لینک کن ، کار خیلی راحتیه ، اینجوری بازدید وبلاگت خیلی زیاد میشه...

http://www.mehrnooosh.loxblog.com - دوشنبه 08 دی 1404
پریا - سلام خسته نباشین
وب خوبی دارین
اجرتون با امام حسین
یا حق - دوشنبه 08 دی 1404
امکانات ويژه
امکانات وب

درباره شهيد امير اسدي
درباره شهيد امير اسدي

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران