
اتفــاق بزرگ زندگــی ام ! کــی می افتی میـــان آغــوشم؟
من که عمری نخورده مست توام ،کی تو را جرعه جرعه می نوشم؟
کی قرار است آنکه می خواهم ، ته فنجـان فال من باشی؟
یا که اصلا بگو چگونه؟ کجا؟ کی قرار است مال من باشی؟
این سوالات مرد زندانی ست ، در اتاقی کـه عین سلول است
در قبال دلی که می شکند ، آنکه رفته همیشه مسوول است
بار ِ سنگین رفتنت را بر ، شانه ی لاغر من افکندی
بر درختی که قامت من بود خاطره روی خاطره کندی
من سفر کرده ام تو را در شعر تا همانی شوم که می خواهی
مرکــز ثقل این دگردیسی ، نقطــه ی عطف این فرآیندی
با روش های چاله میدانی ، شب به شب مثل عصر مشروطه
با دو تا چشم های قز/زاغ ت ، مجلسم را به توپ می بندی
چله می گیرم از همیــن امشب تا به رویـا ببینمت شاید
ذکر "امن یجیب...." می خوانم ، تا به کابوس ها نپیوندی
.........
.........
در حضور مبارکت ای عشق ، کفرگویی چقدر شیرین است !
"وحده لا اله الا .... " تو .... تــو دقیقـــا خود ِ خداوندی !
رابوکالا - - دوشنبه 08 دی 1404
رابوکالا - - دوشنبه 08 دی 1404
بهار - وبلاگت فوق العادست حسین عباس زاده واقعا لذت بردم ، ولی حیف بازدیدت کمه ، چرا با سایت های بزرگ تبادل لینک نمی کنی تا بازدیدت بالا بره ؟ یه سری به این سایت که واست گذاشتم بزن و باهاش تبادل لینک کن . بازدیدت رو از این رو به اون رو می کنه .... فقط یه بار امتحان کن - دوشنبه 08 دی 1404
مهرنوش - حسین عباس زاده اسم شماست؟
مهرنوش - حسین عباس زاده اسم شماست؟
مهرنوش - حسین عباس زاده وبلاگ خیلی خوبی داری .
مهرنوش - حسین عباس زاده وبلاگ خیلی خوبی داری .
مهلا - خیلی خوبه موفق باشی - دوشنبه 08 دی 1404
مهرنوش - حسین عباس زاده وبلاگ خیلی خوبی داری .
پریا - سلام خسته نباشین